دست خودشان نیست!

دست خودشان نیست حق دارند...وقتی منطق این شود که یا ما پیروزیم یا طرف پیروز دیکتاتور،همین میشود!

دست خودشان نیست بزرگ اینها زنیست که میگوید یا ما باید در قدرت باشیم یا بریزید در خیابان ها...وقتی صدای اول و آخر عربده کشان جامعه مدنی «هو» باشد منطقش میشود اینکه روحانی بگوید هرکه منتقد من است بی سواد است،ظریف بگوید هرکه منتقد ژنو است همنوای اسراییل است و ترکان بگوید هرکه به روحانی رای نداده است قانون شکن است...عکس خوب کسی را در دست گرفتید،قهرمان شما کسیست که یک نفر در تمام دانشگاه های ایران حاضر نیست در موافقت با شاهکارش تن به مناظره با اقلیت بی سواد منتقد دهد!

جلیلی زبان شما را نمی فهمد،زبانتان را سیدمحمدخاتمی می فهمید که وقتی هو کشیدید گفت:یا آدم باشید یا میگم بیرونتون کنن!...آزادی بیان را به رنگ توافقنامه ژنو کشیدید تا بوی گندش مجال دفاع از آن را به شما ندهد،آری جلیلی دیکتاتور است که قبل از آغاز شمارش آرا اعلام پیروزی نکرد و پس از اعلام آرا بجای اینکه روحانی و دولتش را حاصل کودتا در رای مردم بداند تبریک گفت و در جواب قهرمان بددهنتان حتی یک جمله علیهتان نگفت تا کمی دست خالی تان در میزهای مذاکره پرتر باشد،شاید یک ریال از پس مذاکراتتان به معیشت مردم کمک شود...

دست خودتان نیست حق دارید،یک نفر را اگر با منطق جنگل بزرگ کنی نمی توانی با زبان آدم با او صحبت کنی،پس زور نزنید هروقت منطقتان از سطح داماد لرستان پیشرفت کرد روی حرف هایم فکر کنید...هو بکشید،سروصدا کنید و بگویید:مرگ بر جمهوری اسلامی که آزادی بیان را سرکوب می کند!!!

*گاو هم که باشی باز عده ای هستند تا تو را بپرستند...


۲۸ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
حسین رضائی فرد

آزادی غربی ، یعنی اسیر شدن در دنیای مادی

 فرهنگ، به معنای هوایی است که ما تنفّس میکنیم؛ شما ناچار هوا را تنفّس میکنید، چه بخواهید، چه نخواهید؛ اگر این هوا تمیز باشد، آثاری دارد در بدن شما؛ اگر این هوا کثیف باشد، آثار دیگری دارد. فرهنگ یک کشور مثل هوا است؛ اگر درست باشد، آثاری دارد. الان درباره‌ی تولید داخلی حرف میزدیم؛ اگر بخواهیم مصرف تولیدات داخلی به معنای واقعی کلمه تحقّق پیدا کند، باید فرهنگ [مصرف] تولید داخلی در ذهن مردم جا بیفتد؛ اگر بخواهیم مردم اسراف نکنند، بایستی این باور مردم بشود؛ این یعنی فرهنگ. فرهنگ یعنی باورهای مردم، ایمان مردم، عادات مردم، آن چیزهایی که مردم در زندگی روزمره با آن سر و کار دائمی دارند و الهام‌بخش مردم در حرکات و اعمال آنها است؛ فرهنگ این است؛ این پس خیلی اهمّیّت دارد. مثلاً در حوزه‌ی اجتماعی، قانون‌گرایی ــ که مردم به قانون احترام بگذارند ــ یک فرهنگ است؛ تعاون اجتماعی یک فرهنگ است؛ تشکیل خانواده و ازدواج یک فرهنگ است؛ تعداد فرزندان یک فرهنگ است؛ اگر در این چیزها بینش مردم و جهت‌گیری مردم جهت‌گیری درستی باشد، زندگی در جامعه جوری خواهد شد؛ اگر خدای‌ناکرده جهت‌گیری غلط باشد، زندگی جوری دیگری خواهد شد؛ خدای‌ناکرده به همان بلایی مبتلا خواهیم شد که امروز کشورهایی که خانواده را و بنیان خانواده را ویران کردند و شهوات را به راه انداختند ــ وَاتَّبِعوُا الشَّهَواتِ فَسَوفَ یَلقَونَ غَیّا ــ به آن سرنوشت دچار شدند.

دانلود کنید تا کیفیت بیشتری رو احساس کنید!

دریافت

منتشر شد در :

 zohur12.ir +



۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حسین رضائی فرد

شب بخیر!

آقای روحانی ، آقای ظریف نوش جانتان


هشتک!

دولت تحقیر و امید!؟

۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حسین رضائی فرد

قیدار

قیدار سرش را می گیرد به سمت شهلا و به ابروهاش گره می اندازد و اخم می کند. بعد آرام می گوید:

زیاد تو زندگی خطا کرده ام ، خیلی بیشتر از تو؛ برای همین با آدم خطاکار راحت ترم. آدمی که یک بار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد، مطمئن تر است از آدمی که تا به حال پاش نغلزیده... این حرف سنگین است... خودم هم می دانم. خطا نکرده، تازه وقتی خطا کرد و از کارتن آک بند در آمد، فلزش معلوم می شود، اما فلز خطا کرده رو است، روشن است... مثل این کف دست، کج و معوج خطش پیداست. از آدم بی خطا می ترسم، از آدم دو خطا دوری می کنم، اما پای آدم تک خطا می ایستم...

۸ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حسین رضائی فرد

نا خدای انقلاب

شیمون پرز:

رئیس جمهوری جدید ایران کمی امیدواری به ما داده است اما رهبری جمهوری اسلامی بار دیگر همه این امیدها را ویران کرده است."

امام خمینی(ره):

هرگاه دیدید دشمنان از شما تعریف کردند معلوم میشود عیبی در کار است.

صحیفه نورج 17،ص

واکنش بنده: وای بر رئیس جمهوری که اسرائیل را امیدوار کرده است!

واکنش احتمالی ظریف: این حرفهای پرز مصرف داخلی داره!

سید:

خدا رحمت کند کدخدای انقلاب را. کدخدای ما روح خدا بود. روح خدا ما را مومن به اطاعت از خدا کرد. امام می خواست لبخندهای ما سیاسی و ترفندهای دیپلماسی ما کاسه لیسی نباشد. یادش بخیر روزگاری که هنوز مردم مَحرم اسرار بودند و دشمن همچنان نامحرم بود. کاش مسند نشینان، برای خنداندن جلادان و شیادان، به رعیت خود اخم و تخم نمی کردند امروز. کاش به خاطر انتقاد، به بخش کثیری از مردم، نسبت های ناروا نمی دادند امروز. اما اگر مراد از اعتدال، عدول از اصول اصلی انقلاب است، من یک افراطی هستم، معتدل نیستم! چرا که به این اعتدال اعتراض دارم! من یک کم سوادم، چرا که به توافق ژنو، صدها انتقاد دارم! شاید ما سواد نداشتیم اما کشاورزان خوبی بودیم. محصول خود را با یقین می کاشتیم و با ایمان برمی داشتیم. باغ ما حاصلخیز ترین باغ روی زمین بود. باغ زرپرور ما آفت نداشت. بذر باور ما اصلاح شده بود. میوه های ما کرم خورده نبود. محصول ما درجه یک بود. لیک کور شود و بترکد چشم حسودان. آنها که میوه های سمی را بر درخت زقومی باغ خود پسندیدند، اما میوه های سالم شجره های طیبه باغ ما را، بر ما زیادی دیدند. همان هایی که با تدبیری نو، داس و تبرشان را برای قطع درختان باغ، از رو بسته اند. فغان از این کلید شمشیر ضمیر. داد از این داس خناس، بی داد از این تبر تیز تدبیر!

ما درخت را کاشتیم اما میوه اش را دیگران کندند. ما خرج کردیم، اما دیگران از جیب ما حاتم بخشی کردند. ما مواظبت کردیم، اما دیگران از کیسه خلیفه، خیرات کردند. زحمت شخم زدن روی دوش ما بود، اما افتخار مصادره کردن میوه ها نصیب دیگران شد. خون جگر خوردن و سوختن، سهم سینه ما بود، اما حاصل تلاشمان را عده ای داس به دست درو کردند. و همان ها که میوه نوبر باورمان را روی درخت ها خوردند، دیدید که برای نشان دادن حسن نیت، چگونه هسته های پر مغز میوه های باغمان را به بیرون تف کردند؟ آنها دنبال برچیدن تاروپود و شاخه برگ باغ بودند و این ها در پی گرفتن کود خاکبرگ! آنها زرشناس بودند و این ها اما قیمت نقل و نبات را نمی دانستند. و تدبیرشان همین قدر قد می داد که دُر غلطان دادند و آبنبات گرفتند.

۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حسین رضائی فرد

ملت ایران باید پیشرفت کند

کلیپ صوتی(پادکست)

سخنرانی حضرت آقا در تاریخ ۱۳۹۳/۰۱/۰۱   در حرم مطهر رضوی


لطفا انلاین گوش ندید ، دانلود کنید(کیفیت بهتری میشنوید)


دریافت


منتشر شد در :

farsi.khamenei.ir

leader-khamenei.com


۲۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
حسین رضائی فرد

سال نو یعنی تو

شادی از تقویمم بی تو رفت و برنگشت!

انتظارت منو کشت توی سالی که گذشت!

= = = = = = = = = = = = = =

بیا ای پایان تحریم جبهه های حق

بیا که باطل ها

به نفس نفس

افتاده اند


۱۳ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
حسین رضائی فرد

طویله ای به نام اسرائیل!

ما دولـت کـه نه ، قــریـه کـه نه ، مــزرعــه کـه نه

حــتّی طــویلـه ای به اســم اســرائیـل را هــم به مشــروعـیت قــبول نمی کــنیم.

ســیّـد حــســن نـصــرالله

۱۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
تربــــــت

به لحاظ ما بی‌شماریم!

به لحاظ "ما بی‌شماریم!

بعد از کُلّی تبلیغات در فیس‌بوک و بالاترین و سایت‌های ضدانقلاب و حامی فتنه برای امضای نامه درخواست رفع حصر موسوی و کروبی و نیز تبلیغ امضای این نامه توسط فرزندان برخی آقایان و ایضاً سایر شخصیت‌های دوم‌خردادی، تنها 15 هزار و 680 نفر این نامه را امضا کردند!

اصلاً فکر کنم باز هم تقلب شده که فقط 15 هزار و 680 نفر این نامه را امضا کردند. در اصل این نامه با اکثریت قاطع آرا به امضا رسیده اما این جمهوری اسلامی امضاها را دزدیده است!

پی نوشت1: خالصانه و خاضعانه پذیرای هرگونه توجیه و ماست‌مالی توسط دشمنان!(دوستان) سبزی هستیم!

پی نوشت2: حلال کنید ، میرم جنوب!

در صفحه فیس بوکمان: +


۱۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
حسین رضائی فرد

چه دفاعی از خودم بکنم؟

چه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی من بی دفاعم

من شریف تربیت شدم من شریف بزرگ شدم نه کسی منو می شناخت نه کسی بنده رو می دید نه ثروتمند بودم و نه هیچ چیز دیگر همهٔ سهم بنده از زندگی کار کردن در دور افتاده ترین ،اتاق خانه! وظیفه ام بود حفاظت از آرمان هایم!

من ساده نبودم، با همه چیز راحت کنار نمی آمدم! زود گول نمیخوردم! اما زود سرزنش می شدم!زود فحش میخوردم! 

سرم به کار خودم نبود! مدام دست میکردم بر ریش های جناب هاشمی!+128علامت تعجب و نداشته هایش را بیشتر می کشیدم!

مدام گیر میدادم به خانواده اش که آقا جان ، بس نیست ایران خوری ؟ برای تنتان یک وقت ضرر نداشته باشد جانم!

من نه طبیب بودم، نه سرهنگ ، نه معتدل، نه افراطی!من شعر نمیگفتم ، اما شعر میشنیدم از آنها!

سرم به کار خودم نبود جناب قاضی، اما جناب قاضی بدانید ، درمان دردهایشان رو میدانم، به جان شما میدانم!

توانم تمام شده جناب قاضی ، به اینجایم رسیده ، خوب میبینی ؟ به اینجا !

من اشتباهی نیستم جناب قاضی! اتفاقا من صدای حنجره های زخمی عده ای هستم که امروز یا از ترس بیشتر تیر خوردن ، یا از ترس جا و مکان ، حرف نمیزنند!(بعضی)

جناب قاضی ما را متهم به گرفتن مبلغی از شخص نامعلوم میکنند!

همان ها که از اکبر و اولادش، پول گرفتن تا در عاشورای هزارو سیصد و اشک، بریزند در خیابان و مسجد آتش بزنند! عجیب است جناب قاضی!

جناب قاضی،چه دفاعی از خودم بکنم؟ من بی دفاعم ،حالا من مانده ام و تقاص این همه اشتباه دیگران و نوشته های خودم در وصف حالشان !

جناب قاضی من از هیچ کس توقعی ندارم 


یه زمانی که یه روزی معلمه اومد تو کلاس گفت آقا میخوایم یه تیاتر راه بندازیم
کی میخواد نقش گوسفندو بازی بکنه؟ بعد گفت کی میخواد نقش گرگو بازی بکنه؟ یا بایست گوسفند باشی یا گرگ  بعد از اون بود که ما تو زندگیمون فهمیدیم یا بایست گرگ باشی یا گوسفند، یا بایست بزنی یا می زننت، یا بایست بخوری یا می خورنت،حالا ما اشتباه کردیم ولی از یه گرگ بارون دیده به شما نصیحت، یعنی گرگم شدین جهنم، بشین ولی این تن بمیره، جون هر چی مرده گوسفند نباشید تو زندگیتون.


امضا:یک بی سواد بی ادب افراطی! 
والسلام!

پی نوشت1: پادکست جدیدی در راه است . . .

۲۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
حسین رضائی فرد