«فرمود: «ما لنا الّا احدی الحسنیین»؛ یکی از دو بهترین در انتظار ماست؛ یا در این راه کشته میشویم، که این بهترین است؛ یا دشمن را از سر راه برمیداریم و به مقصود میرسیم، که این هم بهترین است. پس در اینجا ضرری وجود ندارد. وقتی اعتقاد به خدا نبود، اخلاقیات هم بیمعنی میشود، عدالت هم بیمعنی میشود؛ جز لذت و سود شخصی، هیچ چیز دیگری معنا پیدا نمیکند. اگر انسان در راه رسیدن به سود شخصی پایش به سنگ خورد و آسیب دید، ضرر کرده، خسارت کرده. اگر به سود نرسید، اگر نتوانست تلاش کند، نوبت به یأس و ناامیدی و خودکشی و به کارهای غیر معقول دست زدن میرسد. پس ببینید فرق بین نگاه توحیدی و نگاه مادی، معرفت الهی و معرفت مادی این است. این، اساسیترین پایههای بصیرت است.»
پادکست و پوستر ، به سفارش سایت leader-khamenei.com(بر روی لینک کلیک کنید)
لینک از سایت لیدر(لینک مستقیم 128+)
هنوز پس از سالها ، اولین اسمی که در برگ رای می نویسم مدرس است...
او که می گفت: تابصیرت پیدا نکردی حرف نزن!!
به عکس امروز که گمان می کنیم هر چه بیشتر حرف بزنیم
بابصیرت تریم ، به خصوص اگر دیگران را خراب کنیم.
سید می گفت دوچیز خدا به من نداده است
یکی طمع ، و دیگری ترس!!
همین ترس بود که در یک قلم نمایندگان دوره های قبل پیشنهاد نوشیدن جام زهر به آقا می دهند و وقتی پای همین ترس و طمع باز می شود
در فتنه ها سکوت می کنیم حتی اگر رییس مجلس باشیم!!
یا نائب ریس دوره های قبل...
من به مدرس رای می دهم چون با عمامه وعبایی به مجلس می آید
و با همان لباس ها به شهادت می رسد
نه به آن نماینده ایی که برای خود حقوق مادام العمر تصویب می کند...
و بعد با خانواده ی محترم راهی...
من به مدرس رای می دهم
که از هر صد ساعت مجلس 8 ساعت و32 دقیقه نطق می کند
نه نماینده ای که صندلی اش خالی است مثل روزهای قبل...
لام تا کام نطقی و تذکری از او نمی شنویم جز قبل از انتخابات
آنهم نه در مجلس...
من به مدرس رای می دهم
عین لام جان
پ.ن1: پیشواز میرویم . . .
پ.ن2: عکس 93/6/3 مشهدالرضا
من افتخار می کنم که هر هفته چراغ راه زندگی ام را مصباح می دهد دستم. اصلا از وقتی که یک مشت تمساح صفت به جان مصباح افتادند، علاقه مندی من به او صد چندان شد. من در سلسله مراتب سلسله موی دوست، بعد از خامنه ای، کبوترانه گرفتار حلقه دام پر دانه مصباح و حسن زاده ام.
بی ربط نوشت 1 :من هیچوقت از کم یار بودن حسین، پناهنده سپاه یزید نمی شوم.
بی ربط نوشت 2:دریاچه ارومیه تقوا خشک است، پمپاژ کن ارس بصیرت را که خشکسالی بیداد می کند امروز. جنازه گندیده بصیرت این روزها توی بیمارستان آرمان امروز در اغما به سر می برد. نفس مصنوعی، شوک، خون، اکسیژن... نه..! دیگر دعا و حدیث کسا لازم نیست، خدا صبرتان دهد... تمام کرد! «انا لله و انا الیه راجعون»
خیال می کرد حالا که برای مولایش نامه نوشته خیلی بصیر است
نمی دانست برای مولایش نباید نامه بنویسد و دعوتش کند ،
بلکه خود را باید به مولا برساند . . .
اگر امام را درک میکرد همه زندگیش را در خدمت به امام میگذراند
نامه نوشتن و دعوت کردن اول بی ادبیست خدمت مولا . . .
ما دعوتیم اگر بدانیم و اجابت کنیم.
آقای هاشمی!
باشه شما خوب
شما اصولگرای ناب
ما منحرف از اسلام
شما اسلام ناب محمدی
ما خوارج ضد علی
شما مُرّ قانون
ما ضد قانون
شما مالک اشتر
ما شنگول و منگول
بس کن دیگه آقا به هدفت رسیدی دیگه
اصولگراها هم برا شما ما نخواستیم
ماشالله شما از یک بنده خدایی بیشتر من من داری!
چقدر سیاه نمایی . . .آخر چقدر آقای هاشمی
راستی نمردیم و معنای بصیرت را هم فهمیدیم!
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در جمع اعضای کانون طلوع با اشاره به اینکه در روزهای اخیر یک حماسه سیاسی در کشور اتفاق افتاد که کم نظیر بود، اظهار داشت: اجتماع پرشور و باحرارت همراه با احساس مسئولیت مردم کشور، از جمله مواردی است که در دیگر کشورها نظیر آن را سراغ نداریم و اظهارات رسانههای غربی و مسئولان کشورهای غربی، نظر مقام معظم رهبری که همان موضوعیت داشتن حضور مردم است را تأیید میکند، اما در کنار آن مسائل و سئوالاتی برای برخی پیش آمده است که موجب ابهام یا دلسردی برخی در روند آینده است که باید آن را تبیین کنیم.