مسئله این است که دشمنى آمریکا با ملّت ایران و با جمهورى اسلامى اصلاً حول محور هستهاى نیست؛ این خطا است اگر خیال کنیم که دعواى آمریکا با ما سرِ قضیّهى هستهاى است؛ نه، قضیّهى هستهاى بهانه است؛ قبل از اینکه مسئلهى هستهاى مطرح باشد، همین دشمنىها، همین مخالفتها از اوّل انقلاب بود؛ اگر یک روزى هم مسئلهى هستهاى حل شد - فرض کنید جمهورى اسلامى عقبنشینى کرد؛ همانکه آنها میخواهند - خیال نکنید مسئله تمام خواهد شد؛ نه، ده بهانهى دیگر را بهتدریج پیش میکشند.
پادکست!بشنوید ، نظرتان را هم لطفا . . .
راهی که آن قافله عشق ، پای در آن نهاد ، راه تاریخ است و آن بانگ الرحیل
هر صبح در همه جا بر می خیزد ، واگرنه ، این راحلان قافله عشق ، بعد از هزار و چهارصدوسی پنج سال به کدام دعوت است که لبیک گفته اند؟
الرحیل الرحیل
اکنون بنگر حیرت میان عقل و عشق را !
اکنون بنگر حیرت عقل را و جرات عشق را !
بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند . . .
راحلان طریق عشق می دانند که ماندن نیز در رفتن است!
جاودانه ماندن در جوار رفیق اعلی ، و این اوست که ما را کش کشانه به خویش می خواند!
فتح خون/صفحه 45/46
مـیـگـفـت:
زمـان مـا هـمـه عـشـق شـهـادت بـودنـد...
هـمـه آرمـانـی و هـدفـی داشـتـنـد...
هـمـه عـاشـق دیـن خـود بـودنـد...
چـرا جـوان امـروزی ایـنـطـور نـیـسـت؟
چـرا جـوان امـروزی دیـن و ایـمـان خـود را لـگـد مـی زنـد؟!
گـفـتـم:زمـان شـمـا،بـه جـوانـان خـوراک فـکـری مـی دادنـد...
زمـان مـا: مـاری جـوانا،شـامـپـایـن و آنـهـایـی کـه تـو خـودت مـیـدانـی!
حـال چـه انـتـظـاری از جـوان امـروزی داری؟
دوسـت داری در آسـمـان ها پـرواز کـنـد؟