کاش ازدواج هم مثل انتخابات بود...

چند تا نامزد توسط مامانم تایید صلاحیت میشدن

میومدن وبرنامه هاشونو میگفتن

بعدش من هم سر فرصت بابصیرت و آگاهی همسرمو انتخاب می کردم و . . . 

هرچهارسال یکبار حماسه ای دیگر خلق می کردم